تولد 7 سالگی نیایش خانم
سلام
دیروز نیایش عزیزم 7 ساله شد . هر روز می پرسید چند تا که بخوابم تولدم می شه و روزها رو می شمرد. بعدها متوجه می شه که چقدر این روزها براش شیرین بوده و اون منتظر گذشتنشون بوده. الهی هر روزش بهتر از دیروز باشه براش .
از سر کار که رفتم خونه تصمیم داشتم یه کیک براش بپزم و یه تولد کوچیک براش بگیرم هرچند اون این تولدا رو قبول نداره . قرار شد پنجشنبه یه کیک بگیرم و یه تولد کوچک براش بگیرم .
دیروز که فرصت نکردم برم بیرون و پودر کیک بگیرم تا براش کیکی بپزم . نیایش و نازنین هم کلاس داشتن و تا اومدیم خونه ساعت 10 شب بود از طرفی هم خیلی از دست حمید عصبانی بودم و دیگه از تولد گرفتن گذشتم . حالا ایشالا پنجشنبه براش جبران می کنم .
نیایش کلاس تکواندو رو خیلی دوست داره و حسابی کیف می کنه . نازنین هم کلاس گیتار داشت و خیلی با علاقه می ره .
عزیز دل مادر الهی همیشه سالم و سرحال باشی و زندگی بر وفق مرادت باشه . الهی هیچ وقت رنج و سختی غیرقابل تحمل نداشته باشی . رنج و سختی که غیر ممکنه انسان نداشته باشه الهی برات غیرقابل تحمل نباشه و زود رفع بشه .
دو تا از دندونای نیایش که افتاده بود داره درمیاد و چون جاشون تنگه کج شده .



تولد 7 سالگی نیایش خانم 

