نازنین و نیایش

پرنسس های مهربون

شروع مدرسه

سلام عزیزانم اول مهر نیایش و نازنین با ذوق و شوق بسیار رفتند مدرسه . مدرسه نازنین که خیلی نزدیک به خونه است و نیایش رو باباش می بره . البته روز اول رو خودم رسوندمشون . خانم قطبی زاده معلم کلاس دومشونه و به نظر معلم با حوصله و خوش اخلاقیه . نیایش هم ازش بدش نیومده فقط می گه این که می گه به زور غذا بخورد بده .معلم قبل از اینکه درس رو شروع کنه می گه که بچه ها صبحونه اشون رو بخورن تا درس رو شروع کنه و نیایش که اصلا نمی خواد صبحونه بخوره از این موضوع ناراحته . نازنین هم از مدرسه اش راضیه . ایشالا که موفق باشن دوتاییشون . اوایل که می خواست بره کلاس گیتار خیلی ذوق داشت و با اصرار اون ما رفتیم یه گیتار براش خریدم و فرستادمش کلاس . حالا دیکه او...
3 مهر 1397

دختر قهرمان من

سلام  قبلا گفتم که تابستون نیایش را گذاشتم کلاس تکواندو . وسطهای تابستون مربی نیایش گفت که می خواد برا مسابقات که آخر شهریور برگزار می شه انتخابشون کنه که نیایش هم جزو 5 نفر انتخاب شده بود . من خیلی با رفتن به مسابقه موافق نبودم به خاطر اینکه تازه بعضی از فنون رو یاد گرفته بود و تازه هم لباس مبارزه براش گرفته بودم . ولی مربی گفت که حتما نیایش توی مسابقه شرکت کنه .بالاخره روز مسابقه که 24 شهریور بود رسید . هیچ کدوم از مادرا انتظار مدال رو نداشتیم . نیایش به قرعه بیستمین مسابقه بود . دوستان هم باشگاهیش قبل از اون بودن و همشون همون اول با امتیازهای خیلی کم باختن . نوبت نیایش که رسید به صورت باور نکردنی حریفش رو کوبوند خیلی عالی کار کرد ...
3 مهر 1397

پارک و تولد و ماجرای گیتار نازنین

سلام پنجشنبه شب یک کیک خوشگل با کمک نازنین پختم و شام هم الویه درست کردم و رفتیم پارک . به زن عمو منیره و خاله زهرا و مامان هم گفتم و اونا هم اومدن و برای نیایش خانم تولد گرفتیم .که خیلی دوست داشت و خوشش اومد . خواهر زن عمو منیره هم با بچه هاش اومده بودن . زن عمو براش یک عرو سک اسکی باز آورده بود . مامانم براش یه بلوز و شلوار و 50 تومن هم پول آورده بود . خواهر زن عمو هم یه بلوز و شلوار آورده بود و نازنین هم یه شن جادویی . نیایش خیلی خوشحال شده بود و حسابی کیف کرد . نازنین اصرار داره تولدش که 11 مهر هست رو زودتر بگیرم چون تو محرمه و می خواد دوستای مدرسه قبلیش رو دعوت کنه . اما من اصلا آمادگی تولد گرفتن تو خونه رو ندارم و نازنین هم اصرار...
7 مرداد 1397

تولد 7 سالگی نیایش خانم

سلام دیروز نیایش عزیزم 7 ساله شد . هر روز می پرسید چند تا که بخوابم تولدم می شه و روزها رو می شمرد. بعدها متوجه می شه که چقدر این روزها براش شیرین بوده و اون منتظر گذشتنشون بوده. الهی هر روزش بهتر از دیروز باشه براش . از سر کار که رفتم خونه تصمیم داشتم یه کیک براش بپزم و یه تولد کوچیک براش بگیرم هرچند اون این تولدا رو قبول نداره . قرار شد پنجشنبه یه کیک بگیرم و یه تولد کوچک براش بگیرم . دیروز که فرصت نکردم برم بیرون و پودر کیک بگیرم تا براش کیکی بپزم . نیایش و نازنین هم کلاس داشتن و تا اومدیم خونه ساعت 10 شب بود از طرفی هم خیلی از دست حمید عصبانی بودم و دیگه از تولد گرفتن گذشتم . حالا ایشالا پنجشنبه براش جبران می کنم . نیایش کلاس...
1 مرداد 1397

کلاسهای تابستانه

سلام . امروز اولین روزه شروع کلاسهای تابستانه دخترا هست . نازنین امروز بعد از ظهر کلاس زبان داره و فردا هم کلاس والیبال و بعد از ظهرش هم کلاس گیتار . فعلا که خیلی با علاقه این کلاسها را ثبت نام کرده ایشالا که موفق باشه . نیایش هم به توصیه نازنین قراره بره کلاس تکواندو . می خواستم بزارمش کلاس شنا ولی چون صبح بود نتونستم بزارمش چون سرکارم و نمی تونم ببرم و بیارمش . کلاس شنا تو دانشگاه هست و اگه بخوام همراه خودم بیارمش خیلی اذیت می شم و حوصله نیایش هم سر می ره چون بقیه روز رو باید کنار من توی اتاق بشینه . البته نمی دونم می تونه با این جثه ریزه میزه تکواندو کار کنه یا نه ؟ البته هزینه کلاسها هم خیلی زیاده ولی چاره ای نیست .تو این اوضاع که حمید ه...
2 تير 1397

نیایش بی دندون

سلام  امروز شوکه شدم از این همه تغییر نی نی وبلاگ . امروز که اومدم همه چی عوض شده بود حتی قالب صفحه ام . بالاخره درس و مشق دخترا تموم شد و خدا رو شکر توی امتحاناتشون حسابی درسخون شدن . نیایش تمام نمراتش خیلی خوب بود و نازنین هم همینطور . امسال قراره نازنین دبیرستان دولتی ثبت نامش کنم نمی دونم این تغییر مدرسه چقدر می تونه باشه و آیا خودش رو وفق می ده با شرایط جدید یا نه ؟ نیایش هم هم همون مدرسه قبلی خودش می ره خدا کنه امسال معلم خوش اخلاق داشته باشن . اولین دندون نیایش روز شنبه 26 خرداد افتاد و حسابی ذوق زده شد . البته دندوناش خیلی ریزه و نمی دونم چه جوری جا می شه دندونای جدیدش توی دهن کوچولوش . تابستون نازنین رو کلاس والی...
29 خرداد 1397

روزهای مدرسه

عزیزانم سلام  همیشه فکر می کردم بچه هام هم مثل خود من درس خون بشن . من خیلی با استرس درس می خوندم و اگه درسی رو بلد نبودم اضطراب می گرفتم . اما بچه هام اصلا این جوری نیستن . نازنین با اینکه خیلی دلش می خواد درس بخونه ولی خیلی تنبلی می کنه . امسال سال ششم هست و من امیدوار بودم که به خودش تکونی بده اما می بینم که اصلا به خودش زحمت نمی ده . دیشب به معلمش زنگ زدم و معلمش گفت که اصلا ازش راضی نیست . نمی دونم چه جوری باید ترغیبش کنم به درس خوندن . بهش وعده دادم که اگه یه مدرسه خوب قبول بشه هر چی که می خواد براش می خرم . حتی گوشی موبایل با اینکه مخالف خرید موبایل تو این سن هستم .اما هر روز می گه فردا شروع می کنم . اصلا از نمره هایی که می گی...
5 دی 1396

با سواد شدن نیایش

سلام  نیایش مامان باسواد شدنت مبارک عزیز مامان روز سه شنبه 9 آبان ماه اولین کلمه یعنی آ رو یاد گرفت . خیلی هم خوشحال بود . اولین روز درس دادن من هم رفتم به مدرسه تا در مورد نیایش از معلمش بپرسم که معلمش بهم اجازه داد که سر کلاس کنار نیایش باشم تا روش درس دادن رو ببینم . نیایش خیلی خوشحال شده بود و یه احساس غروری بهش دست داده بود . وقتی داشتم میومدم بهم گفت مامانی دوباره هم بیا مدرسه من . امروز هم که تاریخ 22/8/96 هست اولین املا رو معلم بهشون می گه تا امروز حرف م رو یاد گرفتن و دیکه می تونه چند تا جمله بنویسه البته خوش خط می نویسه ولی وقتی مشقهاش رو می زاره برای شب هی نق می زنه که خسته شدم . حرف د و ب رو بعضی وقتها قاطی می کنه ...
22 آبان 1396

بدون عنوان

عکس کیک تولد 6 سالگی نیایش جشن پایان سال تحصیلی پیش دبستانی و معلم نیایش خانم کرم زاده اینم عکس نیایش روز جشن که  محل کار من بود ...
8 آبان 1396

این روزهای دختران من

سلام  از اول مهر ماه که نیایش خانم به مدرسه رفته یک ماه و خورده ای می گذره  . خدا رو شکر به مدرسه علاقه داره وبرای انجام تکالیفش هم اذیت نمی کنه . هرچند یه معلم بداخلاق امسال معلمشونه و حسابی ا دیدن قیافه عبوسش جا خوردم ولی خدا رو شکر نیایش گله ای نداره . البته چند بار تو خونه گفته معلمون خیلی بداخلاقه و لی این که نخواد بره مدرسه نیست . نازنین هم کلاس ششم و هرچی که من حرص می خورم که بیشتر درس بخونه که امسال ورودی یه مدرسه خوب قبول بشه فایده ای نداره و اصلا اهمیتی نمی ده . نمی دونم چه جوری علاقه مندش کنم به درس و مدرسه . البته خیلی دلش می خواد پیشرفت کنه اما هیچ تلاشی نمی کنه .هی می زاره برای روز دیگه .
8 آبان 1396